در سختى این روزگار
دلبرکم آهى برآر
آن آه مى رسد بالاى ابر
آن ابر مى شود رنگ بهار
همچون هوا در هر نفس
این نیز بگذرد
This too shall pass
بى سازش و بى سازمان
دلبرکم سازى بران
آن ساز مى چکد بر کوه و دشت
آن دشت مى زند زنگ زمان
همچون هوا در هر نفس
این نیز بگذرد
This too shall pass
دنگ شو
هر کسی را کهربایی همچو ذره در هوایی
هر دلی را دلربایی پس چرا جوییم جدایی
بی خبر کجا لااقل بخون
خالی از صدا
جاری از جنون
تو بخون که دلربایی دل به دم دم به صدایی
تو ببر به هر بهایی قلبمو که آشنایی
کلینت ایستوود توی فیلم hang'em high ، وقتی کوپر رو از طناب دار نجات میدن... حال مردی که ناگهان با مرگ حتمی مواجه شده و نجات پیدا کرده رو یک جور باورنکردنی بازی میکنه... مردی خسته و متعجب... که باید مرده باشه اما زنده است. آیا باید باز هم به زندگی فکر کند؟ ... آدمهای افسرده وضعیت مشابهی دارند. مرده، اما زنده اند. در تعجب از اینکه اگر مرده اند پس چرا باید دغدغه های یک آدم زنده را تحمل کنند. و اگر زنده اند پس چرا ....
من به خوابی که آدینه دیدم
شاعری مرده در سینه دیدم
فارغ و دل زده ام قید آن سر زده ام
نغمه ای بر لب این شوق صدا شدنم
Just for a second... think about a god who made a whole universe and thousands of billions people in it with no will ... to call it empty and unworthy and sworn to destroy it.
سایهی ابری و باد در درختی و شعری... حافظی... هر چه باشد... این نیز بگذرد.
تنها نشینی در میان باد و باران نیز بگذرد...
آغوش بگذرد...
ناز بگذرد...
نیاز هم بگذرد...
آسایش، انگار که دست نیافتنی ترین آرزوست. شاید مرگ همان باشد. کاش باشد.
درونمان بهاری است در انتظار ما که از خواب زمستانی بیدار شویم... تا برایمان شکوفه بدهد، آواز بخواند و دلمان را گرم کند. برای بهار درونتان فرصتی برای خودنمایی خلق کنید. اون معجزه خواهد کرد...