بین تصور داشتن، و داشتن، یک تفاوت ملموس هست. تفاوتی که با تمام وجود حسش خواهی کرد. بین تصور داشتن دوستان و داشتن یک دوست واقعی تفاوت هست. دوست واقعی فاصله را نمی شناسد و از دورترین فاصله ها، نزدیک ترین ارتباط ها را می سازد.
بین تصور داشتن یک زندگی، و زندگی کردن تفاوت هست. کسی که زندگی می کند، با تک تک سلول هایش تنفس را درونش به جریان می اندازد. حالا ما در این بلبشوی دنیای دیوانه پسندها، عاقل شدنمان گرفته است، تا درون این عاقل شدن تنهاتر و تنهاتر شویم... درست وسط سیل افسردگی دنیا، ما دلخوش به زندگی شده ایم، تا هر روز بیشتر و بیشتر شویم...
و در حین این بیشتر شدن درون تنهاتر شدن... بجای تصور داشتن یک زندگی با صدهزار دوست، با یک دوست واقعی زندگی می کنیم. یک آدمی که خیلی دوست...خیلی نزدیک باشد...